شاعری می‌نالید٬ تاجری پسته‌ی خندان می‌خورد

11 08 2008

این روز ها همه جا سخن از انحصار طلبی بلاگفا است٬ انحصار طلبی و شاید دیکتاتوری که حالا دیگر صدای وبلاگستان را هم درآورده این انحصار طلبی درحالی رخ می‌دهد که بزرگترین سرویس‌های وبلاگ برای تمام سوراخ سمبه های وبلاگ ‌کاربران خود امکان گرفتن خروجی از اطلاعات قرار داده اند. آن وقت سرویس وطنی ما هم با خیالی آسوده و ضمیری ناخودآگاه و در حالی که نه تنها خودش امکان گرفتن خروجی از اطلاعات را برای کاربرانش فراهم نکرده بلکه وقتی عده ای هم یک سیستم گرفتن خروجی از اطلاعات برای کاربرانش را فراهم می‌کنند خونش به جوش می‌آید و فریاد وا مصیبتا سر می‌دهد البته این در حالی است که آقای مدیر هم٬ خودش را حرفه‌ای تصور می‌کند (!!).

در گیر و دار این جنجال جناب مدیر جوابیه ای جالب برای منتقدان صادر کرده اند که جالب‌تر از آن بخش نظرات این مطلب است که پر از دل و قلوه شده که آن وسط در حال رد و بدل شدن است مثلا کاربری در جایی کلی تعریف و تمجید کرده و حسابی حق را به جناب مدیر داده و زیرش هم خیلی کوچولو نوشته:

«آقای شیرازی ما چه گناهی کردیم که وبلاگ ما رو مسدود کردید خواهش میکنم ما رو از این التهاب رهایی دهید توی ماه شعبان ماه جشن و شادی غصه خوردن هم شده عیدی شما به من»

البته این جوابیه‌ی جالب هم بی جواب نمانده و اولین جوابیه را هم جناب مزیدی در پاسخ به این مطلب صادر کرده اند.

۳ دیدگاه برای «شاعری می‌نالید٬ تاجری پسته‌ی خندان می‌خورد»

نظر دهید

*